رمان جدید – نودهشتیا https://98iaa.ir دانلود رمان,رمان دانلود,دانلود رمان عاشقانه,دانلود رمان جدید Sat, 16 Feb 2019 08:16:11 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=5.9.12 دانلود رمان کالی https://98iaa.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%da%a9%d8%a7%d9%84%db%8c/ https://98iaa.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%da%a9%d8%a7%d9%84%db%8c/#comments Fri, 15 Feb 2019 18:33:19 +0000 http://98iaa.ir/?p=463 دانلود رمان کالی درد به استخوانم رسیده، اما هنوز خودم را نباخته‌ام و روزگار را زندگی می‌کنم، خودم را به بی خیالی می زنم و انقدر می خندم که سرم از آن همه حماقت هایی که کردم درد می گیرد. ...

نوشته دانلود رمان کالی اولین بار در نودهشتیا. پدیدار شد.

]]>
دانلود رمان کالی

دانلود رمان کالی

دانلود رمان کالی

درد به استخوانم رسیده، اما هنوز خودم را نباخته‌ام و روزگار را زندگی می‌کنم، خودم را به بی خیالی می زنم و انقدر می خندم که سرم از آن همه حماقت هایی که کردم درد می گیرد. تنها که می شوم زنی مدفون در من سر از زیر گور بی خیالی هایش بیرون می‌آورد، تو را از پس ذهنش بیرون می‌کشد، و درست مقابلش می‌نشاند، به چشمانت خیره می‌شود، بدون حرف، بدون گلایه شاید هنوز هم برق نگاهت او را می‌ترساند، شاید هم دلش شور کس دیگری را می زند…

ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ

نون سوگند به قلم و آنچه مى‌نویسد.

مقدمه:نودهشتیا

حس و حالی که من دارم، اسم خاصی نداره و تو
هیچ مکتبی قرار نگرفته، حسیه بین تنهایی و بی کسی!
اگه می‌تونستم از این گمشدگی خلاص شم،
بدون شک بی‌کسی رو انتخاب می‌کردم بی‌کسی
خیلی صادقانه تره، اما تنهایی نه؛ تنهایی مدام این فکر رو
می‌اندازه تو سرت که شاید کسی از راه برسه…

 

قسمتی از رمان :

هر سال زمستان به این سردی بود، یا از آن موقع که تو رفتی گرما با ما غریبگی می‌کند؟
فقط خدا می‌داند که چه قدر برای صدایت، بوی تنت، یک لحظه در آغوش کشیدنت دلتنگم.
زود بود برای رفتنت. پروا و پندار هنوز خیلی کوچک اند برای یتیم شدن؛ پدر از وقتی رفته ای تازه فهمیده‌ام یتیمی که می‌گویند چیست.
یتیمی یعنی اشک چشم که هیچ وقت خشک نمی‌شود و دلی که هیچ وقت شاد نمی‌شود.
هنوز باور نکرده‌ام که برا همیشه رفته ای، مگر می‌شود؟!
کف دستانم که از شدت سرما قرمز و خشک شده را روی سنگ قبر می‌کوبم و داد می‌زنم:
-بلندشو، بابا بلند شو بریم. ببین دست هام رو، ببین چه سرده. آخه مگه اینجا جای خوابیدنه؟ شیرین بانوت تو خونه منتظره بلندشو بریم تا خودت ببینی، تو این مدت، بعد رفتنت مامان چقدر پیر شده.
سر روی سنگ قبر سرد گذاشتم.
-ما رو دوست نداشتی. به خاطر مامان می‌موندی بابا.
نمی‌دانم چقدر زار زدم، چقدر فریاد کشیدم، گله کردم، مگر چقدر حرف در دلم بود که حالا که به خود آمده بودم، خورشید غروب کرده بود!
سکوت قبرستان آن هم در این فصل و باد سردی که از روی تنم می‌گذشت. دست به دست هم داده بودند، برای فراری دادنم.

 

پیشنهاد ما:

دانلود رمان صلیب عشق

دانلود رمان هیرکان

 

دانلود فایل pdf

دانلود فایل apk

منبع:romankade

 

نوشته دانلود رمان کالی اولین بار در نودهشتیا. پدیدار شد.

]]>
https://98iaa.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%da%a9%d8%a7%d9%84%db%8c/feed/ 1
دانلود رمان هیرکان https://98iaa.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%87%db%8c%d8%b1%da%a9%d8%a7%d9%86/ https://98iaa.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%87%db%8c%d8%b1%da%a9%d8%a7%d9%86/#respond Wed, 13 Feb 2019 18:30:41 +0000 http://98iaa.ir/?p=454 دانلود رمان هیرکان   هیرکان قدیسه ای از جادوگران که اعتقاد به خدای یگانه ندارد و مردی بت پرست است. او طی گذشته‌ای تلخ ناپدید می‌شود که همه خیال می‌کنند او فوت شده و ثولن کسی که راه استادش هیرکان ...

نوشته دانلود رمان هیرکان اولین بار در نودهشتیا. پدیدار شد.

]]>
دانلود رمان هیرکان

دانلود رمان هیرکان

دانلود رمان هیرکان

 

هیرکان قدیسه ای از جادوگران که اعتقاد به خدای یگانه ندارد و مردی بت پرست است.

او طی گذشته‌ای تلخ ناپدید می‌شود که همه خیال می‌کنند او فوت شده و ثولن کسی

که راه استادش هیرکان را ادامه می‌دهد اما یک عشق باعث می‌شود او یگانه پرست

شود. و در این بین اتفاقاتی می‌افتد و رازهایی نهفته آشکار می‌شود.

نودهشتیا پیش گفتار :نودهشتیا

گاهی اوقات آسمان مرا در بر می گیرد. در بر افسانه ای عظیم. در بر از تاریکی که بفهماند این افسانه،

افسانه ای است از دل خاک که جوشش چون آتش پدیدار شود.

خودشید تازه غروب کرده بود و آسمان رنگ آتش را در تاریکی خو گرفته بود. ماه کم کم پدیدار گشت و

به تاریکی روشنایی را جلا داد. جنگل در سکوت به سر می برد و صدای زوزه گرگ ها کل فضای جنگل

را گرفته بود. صدای پارس سگ ها نزدیک بود. شاخ و برگ درختان به زمین سایه ی ترسناکی را تشکیل

داده بود. برگ ها با وجود بادی که می وزید به شدت تکان می خوردند و صدای خش تولید کرده بودند.
در این ما بین مردی با قدی متوسط موهایی بور و در هم ریخته و صورت سیره اش سبز پوست بود با

قدم هایی پی در پی و آرام در جنگل قدم می نهاد. گویا دنبال چیزی در جنگل می گشت. بر کمرش

نیزه بسته بود و بر روی کمر بندش چاقوی کوچک تیزی وصل بود و براقیش در شب می درخشید.

دستش روی صورتش قرار گرفت و پیشانی اش را بی هدف خاراند جایی که یکی از ابروهای مرد

پارگی داشت. همان طور قدم می زد که صدای وز وز حیوانی را شنید و قصد شکار کرد سرعت قدم

هایش را کند کرد و به آرامی قدم برداشت.

 

حتما بخوانید

داستان کوتاه رویای واهی

دانلود رمان صلیب عشق

 

 

دانلود فایل pdf

دانلود فایل apk

منبع:romankade

نوشته دانلود رمان هیرکان اولین بار در نودهشتیا. پدیدار شد.

]]>
https://98iaa.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%87%db%8c%d8%b1%da%a9%d8%a7%d9%86/feed/ 0
دانلود رمان صلیب عشق https://98iaa.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b5%d9%84%db%8c%d8%a8-%d8%b9%d8%b4%d9%82/ https://98iaa.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b5%d9%84%db%8c%d8%a8-%d8%b9%d8%b4%d9%82/#respond Tue, 12 Feb 2019 18:38:07 +0000 http://98iaa.ir/?p=449 دانلود رمان صلیب عشق آدمها یکبار عمیقاً عاشق میشوند،چون تنها یکبار نمی ترسند که همه چیز خود را از دست بدهند؛اما پس از همان یکبار،ترس ها آنقدرعمیق‌میشوند که عشق دور می‌ایستد. رمان صلیب عشق نویسنده:پردیس‌ نیک‌ کام قسمتی از رمان ...

نوشته دانلود رمان صلیب عشق اولین بار در نودهشتیا. پدیدار شد.

]]>
دانلود رمان صلیب عشق

دانلود رمان صلیب عشق

دانلود رمان صلیب عشق

آدمها یکبار عمیقاً عاشق میشوند،چون تنها یکبار نمی ترسند

که همه چیز خود را از دست بدهند؛اما پس از همان یکبار،ترس ها

آنقدرعمیق‌میشوند که عشق دور می‌ایستد.
رمان صلیب عشق

نویسنده:پردیس‌ نیک‌ کام

قسمتی از رمان :نودهشتیا

اخرین بشقاب توی سینگ رو هم اب کشیدمو دستامو به کمک گوشه دامنم خشک کردم.

در سلول با صدای بلندی باز شد وصدای زمخت نگهبان توی سرم پیچید.

_آناستازیا….

_بله

_راه بیوفت ملاقاتی داری…

تای ابروم بالا رفت…. کی میتونست باشه!

دمپاییامو پام کردم و دستی به لباس هام کشیدم.

چادر کهنه توسی رنگی رو روی سرم انداختم و از سلول خارج شدم.

نگهبان نگاهی بهم انداخت و اشاره کرد دستامو جلو ببرم.

دستبند رو به مچم زد و گفت:

_د یالا را بیوفت تا صبح وقت ندارم مثل بز منو نگاه کنی.

پوزخندی زدم و کنارش راه افتادم. از پیچ و خم راهرو راه رد شد و جلوی اتاقی ایستاد.

دستگیره در رو پایین کشید و در و باز کرد.
بازومو محکم چسپید و تقریبا پرتم کرد توی اتاق.

دستمو به چادرم گرفتم تا از سرم نیوفته.
اما با وجود دستبند کار خیلی سختی بود!
تنها یه میز چوبی کوچیک با دوتا صندلی که یکیشو یه زن پر کرده بود ؛اشیاء اتاق رو تشکیل میداد.

اب گلومو با استرس قورت دادم و جلو رفتم.
زن به عقب چرخید و با لبخند عمیقی نگاهم کرد.

برای خالی نبودن از احساس لبخند محوی زدم و جلو رفتم.

_بشین لطفا عزیزم.

صندلی رو عقب کشیدم و اروم نشستم.

_شما کی هستین؟

_من وکیلتم. ینی از این به بعد اینطور خواهد بود.

_وکیلم!

_بله؛ وکیلت… دادگاه برای رسیدگی به پروندت منو فرستاده.

_عجیبه…

_چی!؟

_هیچی!

سکوت کردم و به چهراش خیره شدم.
چهره معمولی داشت… میشد گفت نه زیبا و دلبر؛و نه زشت!

_خب… همه چیز رو از ابتدا برام تعریف کن.
دستش رو جلو اورد و روی دستای سردم گذاشت.
_اناستازیا؛ تو باید حرف بزنی و بگی که چه اتفاقی افتاده.
با سکوت کردنت فقط به خودت ضررمیزنی.

 

پیشنهاد ما:

دانلود رمان تهران بی تو

داستان کوتاه رویای واهی

 

دانلود فایل pdf

دانلود فایل apk

منبع:romankade

نوشته دانلود رمان صلیب عشق اولین بار در نودهشتیا. پدیدار شد.

]]>
https://98iaa.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b5%d9%84%db%8c%d8%a8-%d8%b9%d8%b4%d9%82/feed/ 0
دانلود رمان ابریشم زندگی من https://98iaa.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%a8%d8%b1%db%8c%d8%b4%d9%85-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%85%d9%86/ https://98iaa.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%a8%d8%b1%db%8c%d8%b4%d9%85-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%85%d9%86/#comments Sat, 09 Feb 2019 18:08:37 +0000 http://98iaa.ir/?p=432 دانلود رمان ابریشم زندگی من استان از زبان پسری بیان می شودکه زندگیش به دست روزگار دچار طوفان شده است. نمی دانم سرنوشت مادر و پدرم از کجا گره خورده بود که من اکنون در زندگی روز مره ام سردرگم ...

نوشته دانلود رمان ابریشم زندگی من اولین بار در نودهشتیا. پدیدار شد.

]]>
دانلود رمان ابریشم زندگی من

دانلود رمان ابریشم زندگی من

دانلود رمان ابریشم زندگی من

استان از زبان پسری بیان می شودکه زندگیش به دست روزگار دچار طوفان شده است. نمی دانم سرنوشت مادر و پدرم از کجا گره خورده بود که من اکنون در زندگی روز مره ام سردرگم هستم.

مقدمه:نودهشتیا

آنقدرزمین خورده ام که بدانم
برای برخاستن
…نه دستی از برون
…که همتی از درون
لازم است
……حالا اما…
نمی خواهم برخیزم
در سیاهی این شب بی ماه
می خواهم اندکی بیاسایم
فردا
فردا
برمی خیزم
وقتی که فهمیده باشم چرا
زمین خورده ام

قسمتی از رمان نودهشتیا:

جاده رادوست بدار،کفشهایت رادربیاوروبگذارپایت گرمی وسردی آن رادرآغوش بکشد.عاشقانه درراه بی انتهایش قدم بردارد.ببین درختان کناراین جاده چه حسرت باروحریصانه راه رفتن عاشقانه ات رادر برابرهستی بیکرانش نظاره گرهستند؟آدمهای گذشتۀ زندگی منم همان درختان لخت وعریانندکه چه بی رحمانه باشاخه های خشکیده وبلند شان اجازۀنفس کشیدن رابه من ندادند وبه حکم مهمان ناخوانده این دنیابه دست جلادروزگارسیاه به دارآویختندودرباتلاق زندگی دفنم کردند .آنهاتخم خشکیدۀ نفرت رادرگوشۀ سیاه قلبم تا ابدکاشتند.
درانتهای این جادۀپرازپیچ وخمهای مبهم وموحش،لابه لای این درختهای عریان پرازحسرت ونفرت انگیز،سرزمینی به نام نورنمایان شد،درختی سبزبه انتظارنشسته بود.شاخۀ آرزوی سبزاین درخت چون گیسوانی دختری بالغ که برروی سرش گیس شده رشدکرد،دستم را گرفت ومراازمدفن باتلاق لجنزاروبی کسی بیرون کشید.جانی تازه به این جسم پلاسیده وپژمرده ام بخشید.شاخۀ آرزوازطرف خدا مأموریت یافت تاآخراین راه همراهی ام کندوآرزوهای نداشته ام رابرآورده کند تا طعم گس بدبختی ام تبدیل به دریایی ازقندشودوچه خوب است خدایی که من دارم.فرشته ای به نام مادربرایم خلق کرد تا چون درخت سایه اش بالای سرم باشدوهرگزچترمهربانی اش ازروی سرم کنارنرود.

 

دانلود فایل pdf

دانلود فایل apk

 

پیشنهاد نودهشتیا:

دانلود رمان نجات از منجلاب

دانلود رمان آبی انتقام

 

romankadeمنبع:

نوشته دانلود رمان ابریشم زندگی من اولین بار در نودهشتیا. پدیدار شد.

]]>
https://98iaa.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%a8%d8%b1%db%8c%d8%b4%d9%85-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%85%d9%86/feed/ 1
دانلود رمان بگذار عاشقت باشم https://98iaa.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b1-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82%d8%aa-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%d9%85/ https://98iaa.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b1-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82%d8%aa-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%d9%85/#respond Thu, 15 Nov 2018 05:26:16 +0000 http://98iaa.ir/?p=166 دانلود رمان بگذار عاشقت باشم دانلود رمان بگذار عاشقت باشم نام رمان: بگذار عاشقت باشم نویسنده: زهرا.ی ژانر: عاشقانه تعداد صفحات: ۷۳۶ بخشی از رمان: -ای ایران ای مرز پر گهر… ای خاکت سر چشمه هنر…دور از تو اندیشه بدان… ...

نوشته دانلود رمان بگذار عاشقت باشم اولین بار در نودهشتیا. پدیدار شد.

]]>
دانلود رمان بگذار عاشقت باشم

دانلود رمان بگذار عاشقت باشم

نام رمان: بگذار عاشقت باشم

نویسنده: زهرا.ی

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات: ۷۳۶

بخشی از رمان:
-ای ایران ای مرز پر گهر… ای خاکت سر چشمه هنر…دور از تو اندیشه بدان…
بلند داد زدم:
-ماهان حواست کجاست…چرا یهو نت ها رو قاطی میکنی…
سرم رو برگردوندم و بلندتر گفتم:
-یزدان این چه وضعشه؟ما چهار روز دیگه اجرا داریم…تو داری سخت ترین ساز این گروه رو
میزنی…ویولن نیاز به تمرکز بالایی داره…
یزدان با ناراحتی گفت:
-خانوم پناهی چطور از ما میخوایید تمرکز داشته باشیم…اجرای چهار روز دیگه مهمتره یا قضیه
تخلیه پرورشگاه…
-چی؟؟؟؟
همینطور داشتم با تعجب به صورتشون نگاه میکردم…
ماهان گفت:
-خودمون دیروز شنیدیم که خانم فاتحی داشت با وکیل مالک اینجا بحث میکرد…
سرمو اینبار به سمت صدای میلاد که کوچیکترین عضو گروه بود و جزو همخوان ها،بر گردوندم…
-خانم یعنی میخوان ما رو از اینجا پرت کنن بیرون؟چرا؟مگه ما کار بدی کردیم؟
بغض بدی گلومو فشار میداد…
دوباره به سمت یزدان دوازده ساله برگشتم و تو صورتش نگاه کردم؛پرسیدم:
-تو مطمئنی یزدان؟؟؟
اعصابم بهم ریخت…کاغذای توی دستم رو کوبوندم روی میز و به سمت اتاق مدیریت پا تندبله
خانوم…من و ماهان با گوشای خودمون شنیدیم…
کردم…اخه مگه میشد؟پشت در اتاق رسیدم و بدون در زدن وارد شدم..

 

دانلود فایل pdf

دانلود فایل apk

 

منبع:romankade

 

نوشته دانلود رمان بگذار عاشقت باشم اولین بار در نودهشتیا. پدیدار شد.

]]>
https://98iaa.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b1-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82%d8%aa-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%d9%85/feed/ 0
دانلود رمان سوگی با لینک مستقیم https://98iaa.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d9%88%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%84%db%8c%d9%86%da%a9-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%82%db%8c%d9%85/ https://98iaa.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d9%88%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%84%db%8c%d9%86%da%a9-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%82%db%8c%d9%85/#respond Sat, 06 Oct 2018 17:47:11 +0000 http://98iaa.ir/?p=53 دانلود رمان سوگی با لینک مستقیم دانلود رمان سوگی با لینک مستقیم دانلود رمان سوگی با لینک مستقیم دانلود رمان سوگی با لینک مستقیم دانلود رمان سوگی با لینک مستقیم دانلود رمان شفق با لینک مستقیم   دانلود فایل pdf ...

نوشته دانلود رمان سوگی با لینک مستقیم اولین بار در نودهشتیا. پدیدار شد.

]]>
دانلود رمان سوگی با لینک مستقیم

دانلود رمان سوگی با لینک مستقیم

دانلود رمان سوگی با لینک مستقیم

دانلود رمان سوگی با لینک مستقیم

دانلود رمان سوگی با لینک مستقیم

دانلود رمان سوگی با لینک مستقیم

دانلود رمان سوگی با لینک مستقیم

دانلود رمان شفق با لینک مستقیم

 

دانلود فایل pdf

دانلود فایل apk

 

منبع:romankade

نوشته دانلود رمان سوگی با لینک مستقیم اولین بار در نودهشتیا. پدیدار شد.

]]>
https://98iaa.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d9%88%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%84%db%8c%d9%86%da%a9-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%82%db%8c%d9%85/feed/ 0