رمان همه سهم دنیارو ازم بگیر
دانلود رمان عاشقانه

 رمان همه سهم دنیارو ازم بگیر

 رمان همه سهم دنیارو ازم بگیر
رمان همه سهم دنیارو ازم بگیر

نام رمان: همه سهم دنیا رو ازم بگیر

نویسنده: رویا رستمی

ژانر : عاشقانه

تعداد صفحات : ۲۱۶

خلاصه رمان:

کیان زانو زده تا طبق شرط بندی که با دوستاش کرده و باخته حالا اولین دختری رو که دید با چشم بسته بهش بگه دوسش داره…رو می خواد گفتن این جمله اما اگه اتفاقی اون دختر فرشته باشه که بعد از دو سال اونو از نزدیک دیده؟ فرشته ایی که تو این دو سال خانومتر شده و اما نگاهش عاشقه و البته مغرور و کیان چطور پا رو دل بزار و باور کنه تمام اون دو سالو؟

بخشی از رمان:

همايون با خنده روي شانه اش کوفت و گفت:کارت در اومده داداش، تا تو باشي شرط بندي
نکني.
کيان مستاصل گفت:حاال نميشه شرطو تغيير بديم؟
ميالد سنگي به سوي دريا پرت کرد و گفت:ببينم کي کري مي خوند که تيم من مي بره ها؟
حاال بکش داداش بايد انجام بدي..در ضمن جنابعالي خودت شرطو تعيين کردي
پس حرف نباشه.
آرش خنديد و گفت:قيافه ات ديدن داره ها…بايد ازت فيلم بگيرم.
کيان اخم درهم کشيد و گفت:اينو نداشتيم ديگه..اگه قرار ازم فيلم بگيرين بشه آتو توش
نيستم.
همايون اخم کرد و گفت:بي خيال پسر، کاريت نباشه من حواسم هست.
کيان با نارضايتي گفت:کجا بريم؟
ميلاد فورا گفت:همين جا، مگه چشه؟
همايون نگاهي به اطراف انداخت و گفت:پاتوق آدماي تنها.عاليه..

 

دانلود فایل pdf

دانلود فایل apk

 

منبع:romankade

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دانلود رمان عاشقانه
دانلود رمان هیرکان

دانلود رمان هیرکان   هیرکان قدیسه ای از جادوگران که اعتقاد به خدای یگانه ندارد و مردی بت پرست است. او طی گذشته‌ای تلخ ناپدید می‌شود که همه خیال می‌کنند او فوت شده و ثولن کسی که راه استادش هیرکان را ادامه می‌دهد اما یک عشق باعث می‌شود او یگانه …

دانلود رمان عاشقانه
دانلود رمان صلیب عشق

دانلود رمان صلیب عشق آدمها یکبار عمیقاً عاشق میشوند،چون تنها یکبار نمی ترسند که همه چیز خود را از دست بدهند؛اما پس از همان یکبار،ترس ها آنقدرعمیق‌میشوند که عشق دور می‌ایستد. رمان صلیب عشق نویسنده:پردیس‌ نیک‌ کام قسمتی از رمان :نودهشتیا اخرین بشقاب توی سینگ رو هم اب کشیدمو دستامو …

دانلود رمان عاشقانه
دانلود رمان ابریشم زندگی من

دانلود رمان ابریشم زندگی من استان از زبان پسری بیان می شودکه زندگیش به دست روزگار دچار طوفان شده است. نمی دانم سرنوشت مادر و پدرم از کجا گره خورده بود که من اکنون در زندگی روز مره ام سردرگم هستم.