دانلود رمان گیسو کمند نودهشتیا
دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان گیسو کمند نودهشتیا

دانلود رمان گیسو کمند نودهشتیا
دانلود رمان گیسو کمند نودهشتیا

نام رمان: گیسوکمند

نویسنده: نگین حبیبی

ژانر : عاشقانه،طنز،اکشن

تعداد صفحات : ۴۲۵

خلاصه رمان:

کمند دختری از باند عتیقه کالفرنیا ماموریت میگیره وارد باند عتیقه تهران بشه و توجه و علاقه رییس   رو جذب ”دان”باند
کنه..اما این فرد بویی از احساس نبرده و برای کمند که اولین ماموریت و معمولا سوتی میده کار خیلی   در این بین هم …سختیه
مشکلاتی برای پیش میاد و ماجراهای جالبی براش اتفاق میوفته..

بخشی از رمان:

در صندوقو بالا زدن…نگاهی به مجسمه های
عتیقه انداختم…طبق آموزش هایی که مادام داده بود باید اصل باشه…کاله کَپَمو جابه جا کردمو لبخند
بدجنسی زدمو گفتم:
نگاهی به دستیار بغل دستم انداختم و عقب رفتم… لOK.
دَنی چمدون هارو به کمک بقیه افراد از توی ماشین ِ
های خودمون گذاشت و به
سمتم اومد:
سرمو تکون دادم و به سمت ماشین رفتم…یکی از همون بادیگاردا درو برام باز کرد و من پامو روی بدنهپوالرو
بدم؟
شاستی بلند گذاشتمو و روی صندلی نشستم…درو بست…تی شرتمو مرتب کردم که دنیل کنارم نشست و
عالمت حرکت داد…به
ساختمون اصلی رسیدیم و خیلی مخفیانه وارد پارکینگ شدیم..

 

دانلود فایل pdf

دانلود فایل apk

 

منبع:romankade

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دانلود رمان عاشقانه
دانلود رمان هیرکان

دانلود رمان هیرکان   هیرکان قدیسه ای از جادوگران که اعتقاد به خدای یگانه ندارد و مردی بت پرست است. او طی گذشته‌ای تلخ ناپدید می‌شود که همه خیال می‌کنند او فوت شده و ثولن کسی که راه استادش هیرکان را ادامه می‌دهد اما یک عشق باعث می‌شود او یگانه …

دانلود رمان عاشقانه
دانلود رمان صلیب عشق

دانلود رمان صلیب عشق آدمها یکبار عمیقاً عاشق میشوند،چون تنها یکبار نمی ترسند که همه چیز خود را از دست بدهند؛اما پس از همان یکبار،ترس ها آنقدرعمیق‌میشوند که عشق دور می‌ایستد. رمان صلیب عشق نویسنده:پردیس‌ نیک‌ کام قسمتی از رمان :نودهشتیا اخرین بشقاب توی سینگ رو هم اب کشیدمو دستامو …

دانلود رمان عاشقانه
دانلود رمان ابریشم زندگی من

دانلود رمان ابریشم زندگی من استان از زبان پسری بیان می شودکه زندگیش به دست روزگار دچار طوفان شده است. نمی دانم سرنوشت مادر و پدرم از کجا گره خورده بود که من اکنون در زندگی روز مره ام سردرگم هستم.