دانلود رمان گریزان از عشق نودهشتیا
دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان گریزان از عشق نودهشتیا

دانلود رمان گریزان از عشق نودهشتیا
دانلود رمان گریزان از عشق نودهشتیا

نام رمان: گریزان از عشق

نویسنده: مهدیه رزاز پور

ژانر : عاشقانه

تعداد صفحات : ۴۹۳

خلاصه رمان:

تینا دختری که به دلیلی از عشق فراری شده و ناخواسته وارد یه بازی میشه و از جایی که انتظارشو نداره عشق سد راهش میشه…..

بخشی از رمان:

در را با کلید باز کردم. وارد خانه شدم. چه سکوت خفه کننده ی در داخل خانه جریان داشت.
کیفمو روی مبل رها کردم. به آشپزخونه رفتم. فنجون را از داخل کابینت برداشتم و روی اپن کنار
گاز گذاشتم. قهوه جوش را روی شعله ی گاز قرار دادم و قهوه داخلش ریختم. احساس کردم
کسی پشت سرم است. برگشتم یه دختر با لباس های رنگ و رو رفته ایستاده بود و با ترس نگاهم
میکرد.

: چرا هنوز نرفتی
نگاهش رنگ تعجب گرفت و در سکوت بهم زل زد. چند قدم به سمتش برداشتم
: چرا حرف نمیزنی؟
یه قدم رفت عقب. به چشمهایش نگاه کردم و داخل قهوه ی نگاهش حل شدم. این چشمای
معصوم مگه میشه متعلق به دختری مثل او باشد. نگاهمو از نگاهش گرفتم.
: ببینم نکنه تو لالی که حرف نمیزنی؟
بازم چیزی نگفت
: اسمت چیه ؟
بالاخره دهنشو باز کرد
– سایه
: چه عجب بالاخره حرف زدی؟؟ میگم چرا هنوز نرفتی؟؟

 

دانلود فایل pdf

دانلود فایل apk

 

منبع:romankade

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دانلود رمان عاشقانه
دانلود رمان فرار از خواب

دانلود رمان فرار از خواب   تا به حال دیده اید کسی از خواب فرار کند؟ از شب؟! مردی به حال اقرار، پیر شده در ایام جوانی! مردی مرموز و بی رحم سالهاست که به دنبال گمشده ایست که از گذشته هایش گم کرده. در این راه از هیچ مانعی …

دانلود رمان عاشقانه
دانلود رمان هیرکان

دانلود رمان هیرکان   هیرکان قدیسه ای از جادوگران که اعتقاد به خدای یگانه ندارد و مردی بت پرست است. او طی گذشته‌ای تلخ ناپدید می‌شود که همه خیال می‌کنند او فوت شده و ثولن کسی که راه استادش هیرکان را ادامه می‌دهد اما یک عشق باعث می‌شود او یگانه …

دانلود رمان عاشقانه
دانلود رمان صلیب عشق

دانلود رمان صلیب عشق آدمها یکبار عمیقاً عاشق میشوند،چون تنها یکبار نمی ترسند که همه چیز خود را از دست بدهند؛اما پس از همان یکبار،ترس ها آنقدرعمیق‌میشوند که عشق دور می‌ایستد. رمان صلیب عشق نویسنده:پردیس‌ نیک‌ کام قسمتی از رمان :نودهشتیا اخرین بشقاب توی سینگ رو هم اب کشیدمو دستامو …