دانلود رمان کارولین نودهشتیا
دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان کارولین نودهشتیا

دانلود رمان کارولین نودهشتیا
دانلود رمان کارولین نودهشتیا

نام رمان: کارولین

نویسنده: شمیم مشاری

ژانر : عاشقانه

تعداد صفحات : ۸۸

خلاصه رمان:

در تایکی شب،در آن شب سرد مرا در آغوش بگیر!
من هر ثانیه محتاج آن آغوشم!
در یک شب سرد تو مرا با تمام ندانستن ها،داغون بودن ها،تنها گذاشتی!
انتظار بی فایدست!تو مرا ول کردی.
در یک شب سرد خواسته یا نا خواسته سره راهم قرار گرفتی و مرا به آغوشت بی نیاز کردی!
نهالی که بازیچه دست شاین می شود.
کارولینی که با جانانه قدیمی خود همخونه می شود.کارولینی که به عنوان دختر خونده شاین پابه خانه او می گذارد.
نهالی که نهالش است.
کارولین نهالش را دوست دارد.نهالش عاشق و معشوق عشقش می شود.
و اینگونست که مرگ سراغ کارولین می آید…
و      کارولین
را می سازد!!

بخشی از رمان:

صدای چکمه هایش در انبار می پیچید!
“همان”چکمه های کهنه که ۶سال او را یاری کرده بودند!
روی زمین سرد که” فقط”شامل یک موکت در َکفش بود، نشست!
هرسال زمستان بساطشان این بود!
در خود مچاله شد.شاید می توانست این گونه خود را،گرم کند!
صدای در نشان می داد فاطیما آمده است!
جز فاطیما” هیچ کس”در آن ساعت به انبار نمی آید!
کارولین نگاهی سر سری به فاطیمای غرق در دود انداخت!
چه کسی می دانست سیگار” همدم “اوست!

 

دانلود فایل pdf

دانلود فایل apk

 

منبع:romankade

 

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دانلود رمان عاشقانه
دانلود رمان هیرکان

دانلود رمان هیرکان   هیرکان قدیسه ای از جادوگران که اعتقاد به خدای یگانه ندارد و مردی بت پرست است. او طی گذشته‌ای تلخ ناپدید می‌شود که همه خیال می‌کنند او فوت شده و ثولن کسی که راه استادش هیرکان را ادامه می‌دهد اما یک عشق باعث می‌شود او یگانه …

دانلود رمان عاشقانه
دانلود رمان صلیب عشق

دانلود رمان صلیب عشق آدمها یکبار عمیقاً عاشق میشوند،چون تنها یکبار نمی ترسند که همه چیز خود را از دست بدهند؛اما پس از همان یکبار،ترس ها آنقدرعمیق‌میشوند که عشق دور می‌ایستد. رمان صلیب عشق نویسنده:پردیس‌ نیک‌ کام قسمتی از رمان :نودهشتیا اخرین بشقاب توی سینگ رو هم اب کشیدمو دستامو …

دانلود رمان عاشقانه
دانلود رمان ابریشم زندگی من

دانلود رمان ابریشم زندگی من استان از زبان پسری بیان می شودکه زندگیش به دست روزگار دچار طوفان شده است. نمی دانم سرنوشت مادر و پدرم از کجا گره خورده بود که من اکنون در زندگی روز مره ام سردرگم هستم.