دانلود رمان دختر نفرین شده ی اندوه

دانلود رمان دختر نفرین شده ی اندوه

دانلود رمان دختر نفرین شده ی اندوه

نام رمان: دختر نفرین شده ی اندوه

نویسنده: نسترن محمدی

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات:۵۵۴

خلاصه رمان:
قصه ی ما راجب دختریه که غم توی تمام لحظات زندگیش حضور داشته
،دختری که سعی کرده هم خواهر باشه ،هم مادر و هم پدر .
دختر قصه ی ما با سختی بزرگ میشه ،با سختی ازدواج میکنه،باسختی
بچه دار میشه .
این غصه ها ازش یه زن ۰۵ساله ساختن ،ولی با همه ی این مشکلات سعی داره بخنده و بخندونه که هیچکس متوجه این کهولت سن یهوییش
نشه .
اما انگار خدا یه جایی دلش به رحم میاد و افسار این غم و غصه ی افسارگریخته رو در بر میگیره و خوشبختی کم کم خودشو به دخترک ما
نشون میده .

بخشی از رمان:نودهشتیا

گاه سوسو می زند آن ستاره منم نه زنده اس نه می میرد… بهت پیله کردم نمی مونی پیشم نه میمیرم اینجا نه پروانه میشم از عشق زیادی تورو خسته کردم

تو دورم زدی خواستی دورت نگردم بازم شوری اشک و لبهای سردممن این بازی و صد دفعه دوره کردم

نه راهی نداره گمونم قراره،یکی دیگه دستامو تنها بذاره دیگه توی دنیا به چی اعتباره

کسی که براش مردی دوست نداره منو بغض و بارون سکوت خیابون

دوباره شکستم چه ساده چه آسون به پاتم بسوزم تو شمعم نمیشی تو حوای دنیای آدم نمیشی

غرورت گلومو به هق هق کشیده آدم که قسم خوردشو دق نمی ده ……

منوتو یه عمره دوتا خط صافیم

شده عادت ما که رویا ببافیم بشینیمو عشق و به بازی بگیریم واسه زندگی کردنامون بمیریم چه سخته تو تنهایی شرمنده میشی ماها قهرمانیم و بازنده میشیم مثه اعصر پاییزی رنگ و رومون واسه خیلیا خاطرست آرزومو داشتم غذا درست میکردم که با صدای زنگ موبایلم دست از کار کشیدم – :بله؟ غزل- :سیلللللام ،چطوری؟؟؟
علیک سلام ،ممنون ،توچطوری؟ غزل- :من که عااالی.

– :خیره. غزل- :چجووورم. :زهر مار خب ،زیر لفظی میخوای؟؟ غزل- :نه به جون تو:خب بِزِر دیگه.

غزل- :واقعا برات متاسفم . – :عمت تو اولویته. غزل- :خب قضیه از این قراره

پیش دستی کردم و گفتم- :این دل من دوباره میخواد که عاشق بشه بلا سرم بیاره .

با دستمم روی کابینت ضرب گرفته بودم . غزل با خنده گفت- :نه دیوووونه .

– :خببببب؟؟ غزل- :بابا کار پیدا کردم برا دوستم .

با گیجی گفتم- :دوستت کیه؟

غزل- :خری به اسم نسترن .

تازه دوزاریم افتاد ،با لحن حق به جانبی گفتم- نفرمایید ،خری از

خودتونه .

غزل- :نه به جون تو ،ما لنگ پهن میکنیم پیش شما .

– :اگه بگین راه داشته باشه،فقط و فقط مختص خودتونه .

غزل- :اهههههه ،مسخره ،اصلا من رفتم .

بعدم گوشیو قطع کرد ،ای خدا من به این چی بگم ،رفتم سر غذام که

دانلود فایلpdf

دانلود فایلapk

منبع:romankade