دانلود رمان دارمت و انگار ندارمت

دانلود رمان دارمت و انگار ندارمت
دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان دارمت و انگار ندارمت

دانلود رمان دارمت و انگار ندارمت
دانلود رمان دارمت و انگار ندارمت

نام رمان: دارمت و انگار ندارمت

نویسنده: فاطمه کاظمی

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات:۱۰۹۲

بخشی از رمان:نودهشتیا

سرکلاس نشسته بودیم وهمه بچه ها درحال جزو نوشتن بودن استاد کیان هم داش یه
سره درس,میداد منم جونم براتون بگ داشتم بادقت هم گوش میدادم هم می نوشتم وسعی
میکردم خوش خط,باشه تابتونم اخر ترم واینا بخونم وشاید خخخ خدارو چه دیدی خدا زد پس
کله یکی وامد از من جزو گرف بعد یهو عاشقم شد یهواون یه نفر ارش,شد خیلی خوب خیلی هم
عالیی خخخخ )ااا,,,ترانه توبازجوووو زده شدی دختر
_وجدان جان من بیخی من شو دارم درس گوش میدم برو بعدا خدمت میرسم تا نصیحتم
کنی جان عمه کتی راس میگم ,.(اره ارواح خاک عمه ات)
_اووووف منم خلما به درسم برسم والا اینا ک واسه من نمره نمیشه .دیگ تا اخر کلاس
حواسمو دادم به درس..

به محیط,درو اطرافم اهمیت ندادم ..خلاصه ک یک ساعت ونیم دیگ درس گوشیدیم تا
اینک کیان جووون بیخیال شد گفت
_خسته نباشید بااینک درسم خوب بود ولی واقعا سر کلاس کیان از هرچی درس ومدرک تحصیلی بدم
میومد بسکه این استاد کیان بااخم هابا درهم وجدی از اول تااخر جزو میداد وسط,دزسم ک یه
استراحت ک هیچ یه لبخند هم نمیزد والا بد اخلاق.. (عزیزم خیلی جرعت داری برو به خودش بگو)…

_وجدان امروز گیریاا سرحال نیستی می پیچی به ما هی ,برو یکم مرخصی حالت خوب بشه منم یکم مخم ازاد باشه هوووم چطوره خوبه (اره توهم منو از سر خودت باز کن .اصلا دیگ کاری به کارت ندارم )

اوا قهر کرد وجدانم وجدانای قدیم والا نمیشه بشون گفت بالا چشمت ابروهه قهر میکنن میرن عجب دوره وزمونه ای شده نچ نچ منم درگیرما باخودم یه دکتر برم باصدای لیلی دست از خود درگیری هام برداشتموبا نیش باز به لیلی ک مثل شمر زل جوشن بالاسرم وایستاده بود ونگام میکرد خیره شدم چته عشقم چرا قرمز شدی ..جان خودم الان کوپ گوجه شدی ,چقد خوردنی شدی جوون مریم نمک داری بیار مریم قیافه اشو جمع کرد واخمش غلیظ تر شد با حرص گفتم

_ چته حرفتو بگو دیگ چقد ناز بکشم مریم گفت ناز کشیدنت هم مثل ادم نیس ک بدتر ادمو عصبی میکنه اخمو گفتم

چیه خوب چه انتظارایی از ادم داری کی نازمو خریده تا منم بلد باشم ناز کشی کنم والا حرفایی میزنی هااا یه بوی خوب به دماغم ااا ببخشید به مشامم خورد اره خودشه ارشه درس چقدم وایستاده پشت سرم میخواستم نفس عمیق بکشم ک گفت

_اخ کی,میاد ناز تورو بکشه

خونسرد برگشتم سمتش کار امروز ودیروز نیس ک دوساله باهم سرو کله میزنیم کلا از من خوشش نمیاد شانسو میبینی توروخدا هیییی اهان کجا بودم

_همون هایی ک ناز تورو میکشن والا فکرکردی ک چی هوووم

دانلود فابل pdf

دانلود فایلapk

منبع:romankade

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دانلود رمان عاشقانه
دانلود رمان فرار از خواب

دانلود رمان فرار از خواب   تا به حال دیده اید کسی از خواب فرار کند؟ از شب؟! مردی به حال اقرار، پیر شده در ایام جوانی! مردی مرموز و بی رحم سالهاست که به دنبال گمشده ایست که از گذشته هایش گم کرده. در این راه از هیچ مانعی …

دانلود رمان عاشقانه
دانلود رمان هیرکان

دانلود رمان هیرکان   هیرکان قدیسه ای از جادوگران که اعتقاد به خدای یگانه ندارد و مردی بت پرست است. او طی گذشته‌ای تلخ ناپدید می‌شود که همه خیال می‌کنند او فوت شده و ثولن کسی که راه استادش هیرکان را ادامه می‌دهد اما یک عشق باعث می‌شود او یگانه …

دانلود رمان عاشقانه
دانلود رمان صلیب عشق

دانلود رمان صلیب عشق آدمها یکبار عمیقاً عاشق میشوند،چون تنها یکبار نمی ترسند که همه چیز خود را از دست بدهند؛اما پس از همان یکبار،ترس ها آنقدرعمیق‌میشوند که عشق دور می‌ایستد. رمان صلیب عشق نویسنده:پردیس‌ نیک‌ کام قسمتی از رمان :نودهشتیا اخرین بشقاب توی سینگ رو هم اب کشیدمو دستامو …