دانلود رمان بنام آرزو نودهشتیا

نام رمان: بنام آرزو

نویسنده: مجتبی نور شمسی

ژانر : عاشقانه

تعداد صفحات : ۱۷۹

بخشی از رمان:

-آرزو محمدی … حواست کجاست!؟
با صدای ضرباتی که به وایت برد خورد به خودم اومدم..
_نمیخوای به درس گوش بدی پاشو برو بیرون…سر کلاس نشستی حواست به درس باشه!
_ببخشید خانوم…چشم!
پشتشو به ما کرد و مشغول نوشتن ادامه درس شد , خیلی رو مخم بود , هیچوقت سر کلاسش
حوصله نداشتم ولی مجبور بودم تحملش کنم, مثل رادیو یه بند فک میزد … دوس داشتم برم
سرشو بکوبم به تخته …
_چی شده آرزو؟ چرا تو خودتی؟
سرمو برگردوندم سمت مریم؛ داشت با نگرانی نگام میکرد , یه لبخند زدم و گفتم:
– بعد کلاس برات تعریف میکنم…
نمیدونم چجور رفتار کرده بودم که همه نگاها روم زوم شده بود…سنگینی نگاه بچه هارو رو خودم
حس میکردم…معلم همچنان مشغول درس دادن بود..نمیتونستم تمرکز کنم..این زنگ لعنتی کی
میخورد پس…

بعداز حدود ۰۴دقیقه زنگ کلاس خورد ,با بیرون رفتن معلم از کلاس شروع کردم به غرغر
کردن..امروزم از شرش خلاص شدم , وسایلمو جمع کردم و گذاشتم تو کیف , با مریم رفتیم تو
حیاط …کلی گشتیم تا تونستیم یه جای خوب و خلوت پیدا کنیم تا راحت بتونم باهاش حرف
بزنم…بیشتر از هرکسی تو کلاس به مریم اعتماد داشتم ولی بازم تردید میکردم که بهش بگم یا
نه…

 

دانلود فایل pdf

دانلود فایل apk

 

منبع:romankade